X
تبلیغات
رایتل

کتاب چهره ها

مطالب تاریخی ، مذهبی ، اجتماعی

عناوین آخرین یادداشت‌ها

  • نماز گناهان را میریزد (جمعه 28 اسفند‌ماه سال 1394 08:42)
    پیامبر(ص) دستش را به شاخه خشکیده درخت گرفته بود و آن را تکان می داد. . برگ های زرد شاخه، مثل باران بر زمین می ریخت. یکی از یاران پیامبر به نام سلمان، با تعجب به ایشان نگاه کرد، با خود گفت: چرا پیامبر با شاخه درخت بازی می کند؟ از پیامبر شنیده بود که نباید وقت را به کارهای بیهوده گذراند؛ به همین دلیل، از روی کنجکاوی از...
  • خداوندا آنی ما را به خودمان وا مگذار (پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1394 08:27)
    رسول خدا صلى الله علیه و آله شبى در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نیمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاریکى مشغول دعا و گریه زارى شد. امّ سلمه که جاى رسول خدا صلى الله علیه و آله را در رختخوابش ‍ خالى دید، حرکت کرد تا ایشان را بیابد. متوجه شد رسول اکرم صلى الله علیه و آله در گوشه خانه ، جاى تاریکى ایستاده و دست به سوى...
  • هزار رکعت نماز (دوشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1394 08:24)
    روزى پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمود: دیشب چه عملى انجام داده‌اى؟ آن حضرت اظهار داشت: پیش از آن که بخوابم، هزار رکعت نماز به جا آوردم، حضرت رسول فرمود: چگونه؟! پاسخ داد: از شما شنیدم که فرمودى: هر کس هنگام خوابیدن سه مرتبه بگوید: «یَفْعَلُ اللهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ یَحْکُمُ ما...
  • خدا روزی رسان است (جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1394 08:11)
    روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود… مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در...
  • مرگ نعمت است (سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1394 08:05)
    ذی الکفل ، « بشربن ایوب » بود . خداوند بعد از پدرش ایوب نبی او را برای هدایت مردم روم ، به پیامبری مبعوث کرد. مردم روم به او ایمان آوردند و او را تصدیق نموده و از او پیروی کردند. پس از طرف خداوند فرمان جهاد صادر شد و حضرت ذی الکفل فرمان خداوند متعال را به مردم ابلاغ کرد. مردم در مورد جهاد سهل انگاری و سستی کردند و نزد...
  • چیزها آنطور که دیده می شوند به نظر نمی آید (شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1394 07:58)
    روزی روزگاری دو فرشته کوچک در سفر بودند. یک شب به منزل فردی ثروتمند رسیدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپری کنند. آن خانواده بسیار بی ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق میهمانان شب را سپری کنند و در عوض آنها را به زیرزمین سرد و تاریکی منتقل کردند. آن دو فرشته کوچک همانطور که...
  • بهترین هدیه داوند به پیامبر(ص) (چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1394 07:49)
    رسول خدا فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت :یا رسول الله ، خداوند مرا با هدیه اى به سوى تو فرستاد که پیش از تو به هیچکس چنین هدیه گرانبهائى اعطا نفرموده است. پیامبر پرسید: هدیه چیست؟ گفت : صبر، بهتر از آن قناعت ، بهتر از آن رضا، بهتر از آن زهد، بهتر از آن اخلاص ، بهتر از آن یقین است و اصل همه اینها توکل. پیامبر مى...
  • پدری مهربان و پیامبری خوش قلب (یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1394 07:44)
    بعضی از مردم مدینه، احترام پیامبر (ص) را نگه نمی داشتند، گاهی آن حضرت را با حرف هایشان آزار می دادند و گاه با رفتار بدشان، قلبش را می رنجاندند، اما یک کار بین آن ها خیلی زیاد شده بود. آن ها هر وقت پیامبر خدا (ص) را می دیدند، صدایش می زدند: «یا محمد!» یا می گفتند: «ای پسر عبدالله!» یا اسم ها و لقب های دیگر ایشان را در...
  • هر کس به وقت خویش ، رود زین سرای عمر (پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1394 18:50)
    آورده اند که صبح روزی از روزها حضرت سلیمان نبی در سرای خویش نشسته بود که ناگهان مردی سراسیمه از در درآمد ، سلام کرد و چنگ انداخت به دامن حضرت سلیمان که به دادم برس . حضرت سلیمان با تعجب به چهره آن مرد نگریست و دید که روی آن مرد زرد و حال پریشانی دارد و از ترس می لرزد . حضرت سلیمان از او پرسید تو کیستی ؟ چه بر سر تو...
  • سلیمان(ع) و مورچه عاشق (دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1394 18:41)
    روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمیتوانی...
  • خلصت هایی که شیطان را ضعیف و ذلیل می کند (جمعه 20 آذر‌ماه سال 1394 18:39)
    روزی شیطان لعنت الله علیه در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند. وقتی آن حضرت از طواف فارغ شد، دیدند ابلیس (لاعنت الله علیه) ضعیف و نزار و رنگ پریده ، کناری ایستاده است ، فرمودند :ای ملعون ! تو را چه می شود که چنین ضعیف و رنجوری ؟! گفت : ازدست امت تو به جان آمده...
  • مزد اشک بر امام حسین(ع) (سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1394 18:32)
    آیت الله اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت :نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در...
  • ناکامی شیطان در برابر انسان (شنبه 30 آبان‌ماه سال 1394 18:28)
    روزی حضرت موسی برای مناجات به کوه طور می رفت و شیطان هم در پی او رفت. یکی از فرشتگان شیطان را نهیب زد و گفت: از دنبال موسی برگرد که او کلیم خداست مگر امید داری که بتوانی او را بفریبی؟ شیطان گفت: آری. چنان که پدر او حضرت آدم را به خوردن گندم فریفتم از موسی هم امید دارم که چنین شود حضرت موسی متوجه شد . شیطان گفت: ای...
  • پیامبر مهر و رحمت (چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1394 18:21)
    یکى از مسلمانان در بستر بیمارى افتاده بود. پیغمبر خدا با گروهى از اصحاب خود بر بالین او حاضر شدند. وى در حال بى هوشى بود. رسول خدا فرمود: اى فرشته مرگ این شخص را آزاد بگذار تا از او سؤ ال کنم . ناگاه مرد به هوش آمد . پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: چه مى بینى ؟ مرد گفت : سفیدى بسیار و سیاهى بسیار مى بینم . -...
  • برای اینکه خیر و نیکی از میان مردم نرود (یکشنبه 10 آبان‌ماه سال 1394 18:11)
    سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند : میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی . امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟ آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم . یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن...
  • طرح گرافیکی «الزامات اجرای برجام» مخصوص شبکه های اجتماعی (جمعه 1 آبان‌ماه سال 1394 10:36)
    برای مشاهده ادامه تصاویر به اینجا کلیک کنید.
  • خصلت های جعفر طیار (پنج‌شنبه 30 مهر‌ماه سال 1394 18:08)
    خداوند به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وحى کرد که من از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار صفت قدر دانى مى کنم . پیغمبر صلى الله علیه و آله جعفر را خواست و موضوع را به ایشان خبر داد. جعفر عرض کرد: اگر خداوند به شما وحى نمى کرد، من هم اظهار نمى کردم . یا رسول الله ! من هرگز شراب ننوشیدم ، زیرا مى دانستم که اگر بنوشم عقلم...
  • معجزه حضرت عیسی(ع) برای دنیا دوست (دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1394 18:04)
    شخصى با حضرت عیسى (علیه السلام) همسفر شد تا به کنار آبى رسیدند سه قرص نان داشتند دو تاى آن را با هم خوردند و یکى دیگر را در آن محل گذاردند و براى خوردن آب بر سر نهر رفتند بعد از ساعتى حضرت سراغ آن گرده نان را گرفتند، گفت: اطلاعى ندارم پس هر دو از آنجا راه افتادند رفتند، اتفاقا آهویى با دو بچه آهو به نظر حضرت عیسى...
  • چیزها آنطور که دیده می شوند به نظر نمی آید (شنبه 18 مهر‌ماه سال 1394 08:00)
    روزی روزگاری دو فرشته کوچک در سفر بودند. یک شب به منزل فردی ثروتمند رسیدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپری کنند. آن خانواده بسیار بی ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق میهمانان شب را سپری کنند و در عوض آنها را به زیرزمین سرد و تاریکی منتقل کردند. آن دو فرشته کوچک همانطور که...
  • اخلاق نیک پیامبر(ص) (جمعه 17 مهر‌ماه سال 1394 13:48)
    شخصى (یهودى ) آمد خدمت رسول اکرم (ص ) و مدعى شد که من از شما طلبکار هستم و الان در همین کوچه هم بایستى طلب مرا بدهید. پیامبر فرمودند: اولا که شما از من طلبکار نیستید، ثانیا اجازه بدهید که من بروم منزل و پول براى شما بیاورم . پول همراه من در حال حاضر نیست . مرد یهودى گفت : یک قدم نمى گذارم از اینجا بردارید. هر چه...
  • علل قیام امام علیه السلام (پنج‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1393 17:09)
    راستى اگر بخواهیم به موجبات قیام امام علیه السلام توجه کنیم باید حداقل مقدمات آن را در 30 سال پیش از این تاریخ جستجو کنیم . چه از حدود سال 29 یا 30 هجرى مقدمات و موجبات لزوم و نیازمندى به این قیام در جامعه اسلامى فراهم مى گشت . عثمان بن عفان اموى در حدود دوازده سال بر مسلمین حکومت کرد و خلافت اسلامى را عهده دار بود و...
  • انگیزه هاى قیام امام علیه السلام (یکشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1393 17:07)
    امام حسین علیه السلام از مدینه رهسپار مکه مى شد براى برادرش محمد بن حنفیه که در مدینه باقى ماند، وصیت نامه اى نوشت . مادر محمد بن حنفیه فرزند امیر المومنین على بن ابیطالب علیه السلام ، زنى از قبیله بنى حنفیه بود و بدین جهت او را محمد بن حنفیه مى گفتند. ولى مردى بزرگوار و شجاع و با تقوى بود و هر چند کیسانیه که طایفه اى...
  • مسلم در راه شهادت (پنج‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1393 17:06)
    شب آخر عمر مسلم در خانه آن پیرزن گذشت و فردا که ابن زیاد براى دستگیرى وى اقدام کرد و فرستادگان وى اطراف خانه را محاصره کردند، ناچار از خانه بیرون آمد و راه شهادت را در پیش گرفت و هنگامى که دستگیر شد از محمد بن اشعث یک تقاضا کرد و آن این بود که کسى را نزد امام حسین بفرستد تا وى را از شهادت مسلم و وضع کوفه آگاه سازد و...
  • دو یار بى وفا (یکشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1393 17:05)
    سرگذشت ضحاک را طبرسى از خود وى چنین نقل مى کند: گفت من و مالک ابن نضر ارحبى بر امام حسین علیه السلام وارد شدیم و با عرض سلام در محضر وى نشستیم ، ما را خوش آمد گفت و فرمود به چه منظورى نزد من آمده اید؟ گفتیم براى عرض سلام و دعاى عافیت شرفیاب گشته ایم تا هم تجدید عهدى شده باشد و هم به شما خبر دهیم که مردم کوفه براى جنگ...
  • مردم و شناخت حق و باطل (پنج‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1393 17:04)
    عمرو بن قرظه انصارى که پدرش قرظه بن کعب خزرجى از اصحاب رسول خدا بود در جنگ احد و غزوات بعدى همراه رسول خدا جهاد کرد و در خلافت عمر به کوفه آمد و به مردم ، علم فقه مى آموخت و خود یکى از یاران فداکار ابا عبدالله علیه السلام است به گفته ابن طاووس در لهوف (روز عاشورا) تا در اثر زخم هاى فراوان از پا درنیامد، صدمه اى به...
  • تغییر اوضاع اجتماعى کوفه (پنج‌شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1393 17:02)
    کوفه چنان قیافه خطرناکى به خود گرفت که حتى نیکان و بزرگان شیعه از قبیل سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد پیدا نبودند و سردارى که دیروز فرمانرواى دوازده هزار نفر بود بعد از نماز مغرب در میان کوچه هاى کوفه سرگردان و حیران و نگران مى گشت و راه به جایى نمى برد، عبارت طبرى که شیخ مفید هم تقریبا آن را در ارشاد...
  • فرار عبیدالله بن زیاد (یکشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1393 17:02)
    عبیدالله با شتاب وارد قصر شد و درها را بست . عجب است که دوازده یا هیجده هزار نفر با مسلم بیعت کرده بودند، اما هنگامى که مسلم از جریان کار هانى خبر یافت و اصحاب خود را فراخواند و خروج کرد بیش از چهار هزار نفر فراهم نگشتند و عجیب تر آنکه در این موقع که مسلم با چهار هزار نفر مسلح بیرون آمد، ابن زیاد درهاى قصر را بسته بود...
  • ابن زیاد در خانه هانى (پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 17:00)
    آمدن معقل به مجلس پرده را از روى کار برداشت و هانى ناچار واقع را به ابن زیاد گرازش داد و گفت : من مسلم را به خانه خویش نیاورده ام او خود آمد، و از من خواست که او را پذیرایى کنم پس حیا کردم که او را رد کنم و او را در خانه خویش پذیرفتم و پذیرایى کردم و آنچه از جریان کار وى گزارش ‍ داده اند همه راست است ، اکنون مى توانم...
  • جاسوس ابن زیاد (یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 16:58)
    معقل پیش از همه مردم به خدمت حضرت مسلم مى رسید و بعد از همه مى رفت و به همه کار واقف مى شد و مرتب به ابن زیاد گزارش مى داد، ابن زیاد مى دانست که باید اول هانى را دستگیر کند و سپس براى دستگیرى مسلم دست به کار شود، هانى هم از بیم ابن زیاد به بهانه بیمارى در خانه نشست و بدارالاماره نمى رفت تا آنکه محمد بن اشعث و اسماء بن...
  • ملاقات با مسلم بن عوسجه (پنج‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1393 16:57)
    مسلم بن عوسجه گفت از دیدن و آشنایى با تو که شاید به یارى اهل بیت موفق باشى خوشحال شدم ، اما از این که پیش از انجام کار و رسیدن به مقصود مردم مرا با این سمت شناخته اند نگرانم و از این جبار بیدادگر یعنى ابن زیاد بیم دارم ، معقل گفت ان شاء الله که خیر است از من بیعت بگیر، مسلم از وى بیعت گرفت و با وى عهد و میثاق بست که...
( تعداد کل: 58 )
   1      2   >>
صفحات
( تعداد کل: 58 )
   1      2   >>
صفحات